zagros
12-02-2006, 11:13 PM
شيركو بيكس ، شاعر غربت و پروانه سخني به گزاف نگفته ايم اگر شيركو بيكس را از قله هاي شعر نو كردي و حتي از مدعيان جهاني اين ژانر ادبي بدانيم . وي كه فرزند« فايق بيكس » از شاعران بلند پايه ومعاصركرد مي باشد ، در حلبچه متولد شد و شايد به همين دليل باشد كه بيشتر از ديگر شاعران كرد حلبچه را، دردها و خواب هاي شيميايي شده اش را گريست و هيچ گاه آن ها را از ياد نبرد . اشعار شيركو از عالي ترين نمونه هاي شعر معاصر مي باشد كه حاصل برخورد شاعرانه*ي او با مسائلي از قبيل : فاجعه ي حلبچه ، انفال ( كه به قتل عام و سر به نيست كردن بيش از 180 هزار كرد توسط صدام حسين گفته مي شود.)، قيام ها و جنبش هاي مختلف كردها در طول تاريخ ،عشق ، زيبايي هاي طبيعت و دردها و رنج هاي هميشگي كردها و ... مي باشد . شيركو بيكس همچنين ارادت زيادي به بزرگان ادب كلاسيك كردي به خصوص نالي و مولوي كرد داردكه در اين شعر نيز نمونه هاي فراواني را از آن مي بينيم . وي به دليل تبعيد سال هاي زيادي را در اروپا ودر ديار غربت گذراند و در همين ايام موفق به دريافت جايزه ي شهروند نمونه ي فلورانس ايتاليا شد . يكي از زيباترين موضوعات مورد توجه در شعرهاي بيكس برخورد او با مسئله ي غربت و دوري از خاك و وطن مي باشد كه نمونه ي زير شاهد اين مدعاست: تا باراني مي بارد زير آن مي دوم و خدا خدا مي كنم اين بار بوي« گويژه » و « ازمر* »بدهد... #( گويژه و ازمر از كوههاي سرزمين شاعر مي باشد.) « دره ي پروانه » (ده*ربه*نديپه*پووله ) از بهترين و مطرح ترين آثار اين شاعر مي باشد كه تاكنون به چندين زبان بين المللي ترجمه شده استو در ايران نيز بارها به فارسي ترجمه و به صورت كامل به شكل كتاب و گزيده هايي از آندر مجلات ادبي به چاپ رسيده است . ترجمه ي آقاي عزيز ناصري يكي از روان ترين و زيباترين ترجمه هاي اين اثر بزرگ ادبي مي باشد . در شعر زير شاعر در سوگ سه جوان كرد به نام هاي سردار ، هيوا و آرام مي نشيند . اين سهجوان در هفدهم كانون دوم 1981 ميلادي توسط رژيم بعث عراقدر سليمانيه و در ملاء عام تير باران شدند. شاعر خود و مردم شهر را در اين غم شريك مي داند و آن ها را داماد و مردم شهر را همگي نوعروساني مي داند كه اكنون در نبودشان بيوه شده اند.
ادامه دارد....
ادامه دارد....