AHMAD
11-19-2006, 08:19 PM
ياد قرآن در اشعار شاعران فارسی زبان
قرآن*، اين* چشمه* سار زلال*، در سير زمان* منشا پيدايش* علوم* بسياري* در تمدن* با شكوه* اسلام* شده* و از آن* جمله* در آثار ادبي* فارسي* - شعر و نثر - انعكاسي* گسترده* داشته* است*. گاه* شاعران* فارسي* زبان* از «قرآن*» در اشعار خود ياد مي*كنند. چنان* كه* «ناصر خسرو قبادياني*» بارها بدين* نام* مبارك* اشاره* كرده* و به* «حافظ*» بودن* خود نيز اشارتي* دارد و گويد:
تا در دلم* قرآن* مبارك* قرار يافت*
منت* خداي* را كه* نكرده* است* منتي*
پر بركت* است* و خير، دل* از خير و بركتش*
پشتم* به* زير بار مگر فضل* و منتش*
و نيز مي*گويد:
قرآن* را به* پيغمبرت* ناوريد
مقرم* به* مرگ* و به* حشر و حساب*
مگر جبرئيل* آن* مبارك* سفير
كتابت* ز بر دارم* اندر ضمير
سنائي* غزنوي* نيز در بسيار جاها از قرآن* گفته* است* كه* كوتاهتر و جامعتر از همه* بيت* معروف* اوست*:
اول* و آخر قرآن* ز چه* «با» آمد و «سين*»
يعني* اندر ره* دين*، رهبر تو قرآن* بس*
از كمال* الدين* اسماعيل* شاعر بزرگ* قرن* هفتم* هجري* نيز به* يك* بيت* بسنده* مي*كنيم*:
رسني* محكم* است* قرآنت*
خويشتن* را بدان* رسن* در بند
از سر خيل* عارفان* و حافظان* قرآن*، شمس* الدين* محمد حافظ* شاعر بزرگ* قرن* هشتم* هجري* نيز سخني* نقل* كنيم*:
عشقت* رسد به* فرياد ار خود به* سان* حافظ*
قرآن* ز بر بخواني* در چارده* روايت*
سخني* هم* از محمد بن* حسام* خوسفي* شاعر شيعي* قرن* هشتم* و اوايل* قرن* نهم* هجري* كه* با قرآن* انس* فراوان* داشته* و قرآنهاي* زيادي* را با خط* خوش* نوشته* است*، مي*آوريم*:
تطهير اهل* بيت* به* قرآن* مبين* است*
آخر ببين* كه* پايه* اين* منزلت* كراست*
و از سخن* دلنشين* اقبال* لاهوري* كه* نيز مانند ابن* حسام* و بسياري* از شاعران* ديگر با قرآن* مؤانست* زياد داشته* است* ياد كنيم* كه* گويد:
فاش* گويم* آنچه* در دل* مضمر است*
چون* كه* در جان* رفت*، جان* ديگر شود
از يك* آييني* مسلمان* زنده* است*
اين* كتابي* نيست* چيزي* ديگر است*
جان* چو ديگر شد، جهان* ديگر شود
پيكر ملت* ز قرآن* زنده* است*
زماني* نيز شاعران*، آيات* مباركات* قرآن* را در اشعار خود درج* و اشارات* و تلميحاتي* را كه* مورد نظر آنان* است* بيان* مي*كنند. اين* نوع* بهره* وري* از قرآن* كريم* از اندازه* فزون* است* و مصححان* دواوين* شاعران* و استادان* رنج* فهرست* كردن* آيات* را بر خود هموار كرده* و در تعليقات* ديوانها آورده*اند.
در اين* جا به* نقل* مواردي* اندك* - به* جهت* نمونه* - اكتفا مي*كنيم*:
عثمان* مختاري* غزنوي* از قصيده* سرايان* فصيح* قرن* پنجم* و ششم* هجري*، در ديوان* خود به* مناسبتهايي* از آيات* قرآن* سود جسته* است*؛ از جمله* در وصف* ممدوح* خود مي*گويد:
نشان* رفقش* يحي* العظام* و هي* رميم*
مبشران* فلك* بانگ* بر زمان* زدند
نتيجة* سخطش* كل* من* عليها فان*
كه* بر ملوك* بخوان* كل* من* عليها فان*
امير معزي* هم* در ديوان* خود آورده* است*:
بر آن* زمين* كه* قرار است* دشمنان* تو را
نوشت* دست* اجل* كل* من* عليها فان*
برگرفته از گلستان قرآن
قرآن*، اين* چشمه* سار زلال*، در سير زمان* منشا پيدايش* علوم* بسياري* در تمدن* با شكوه* اسلام* شده* و از آن* جمله* در آثار ادبي* فارسي* - شعر و نثر - انعكاسي* گسترده* داشته* است*. گاه* شاعران* فارسي* زبان* از «قرآن*» در اشعار خود ياد مي*كنند. چنان* كه* «ناصر خسرو قبادياني*» بارها بدين* نام* مبارك* اشاره* كرده* و به* «حافظ*» بودن* خود نيز اشارتي* دارد و گويد:
تا در دلم* قرآن* مبارك* قرار يافت*
منت* خداي* را كه* نكرده* است* منتي*
پر بركت* است* و خير، دل* از خير و بركتش*
پشتم* به* زير بار مگر فضل* و منتش*
و نيز مي*گويد:
قرآن* را به* پيغمبرت* ناوريد
مقرم* به* مرگ* و به* حشر و حساب*
مگر جبرئيل* آن* مبارك* سفير
كتابت* ز بر دارم* اندر ضمير
سنائي* غزنوي* نيز در بسيار جاها از قرآن* گفته* است* كه* كوتاهتر و جامعتر از همه* بيت* معروف* اوست*:
اول* و آخر قرآن* ز چه* «با» آمد و «سين*»
يعني* اندر ره* دين*، رهبر تو قرآن* بس*
از كمال* الدين* اسماعيل* شاعر بزرگ* قرن* هفتم* هجري* نيز به* يك* بيت* بسنده* مي*كنيم*:
رسني* محكم* است* قرآنت*
خويشتن* را بدان* رسن* در بند
از سر خيل* عارفان* و حافظان* قرآن*، شمس* الدين* محمد حافظ* شاعر بزرگ* قرن* هشتم* هجري* نيز سخني* نقل* كنيم*:
عشقت* رسد به* فرياد ار خود به* سان* حافظ*
قرآن* ز بر بخواني* در چارده* روايت*
سخني* هم* از محمد بن* حسام* خوسفي* شاعر شيعي* قرن* هشتم* و اوايل* قرن* نهم* هجري* كه* با قرآن* انس* فراوان* داشته* و قرآنهاي* زيادي* را با خط* خوش* نوشته* است*، مي*آوريم*:
تطهير اهل* بيت* به* قرآن* مبين* است*
آخر ببين* كه* پايه* اين* منزلت* كراست*
و از سخن* دلنشين* اقبال* لاهوري* كه* نيز مانند ابن* حسام* و بسياري* از شاعران* ديگر با قرآن* مؤانست* زياد داشته* است* ياد كنيم* كه* گويد:
فاش* گويم* آنچه* در دل* مضمر است*
چون* كه* در جان* رفت*، جان* ديگر شود
از يك* آييني* مسلمان* زنده* است*
اين* كتابي* نيست* چيزي* ديگر است*
جان* چو ديگر شد، جهان* ديگر شود
پيكر ملت* ز قرآن* زنده* است*
زماني* نيز شاعران*، آيات* مباركات* قرآن* را در اشعار خود درج* و اشارات* و تلميحاتي* را كه* مورد نظر آنان* است* بيان* مي*كنند. اين* نوع* بهره* وري* از قرآن* كريم* از اندازه* فزون* است* و مصححان* دواوين* شاعران* و استادان* رنج* فهرست* كردن* آيات* را بر خود هموار كرده* و در تعليقات* ديوانها آورده*اند.
در اين* جا به* نقل* مواردي* اندك* - به* جهت* نمونه* - اكتفا مي*كنيم*:
عثمان* مختاري* غزنوي* از قصيده* سرايان* فصيح* قرن* پنجم* و ششم* هجري*، در ديوان* خود به* مناسبتهايي* از آيات* قرآن* سود جسته* است*؛ از جمله* در وصف* ممدوح* خود مي*گويد:
نشان* رفقش* يحي* العظام* و هي* رميم*
مبشران* فلك* بانگ* بر زمان* زدند
نتيجة* سخطش* كل* من* عليها فان*
كه* بر ملوك* بخوان* كل* من* عليها فان*
امير معزي* هم* در ديوان* خود آورده* است*:
بر آن* زمين* كه* قرار است* دشمنان* تو را
نوشت* دست* اجل* كل* من* عليها فان*
برگرفته از گلستان قرآن