AHMAD
11-19-2006, 06:57 PM
نماز مهمترين اعمال دينی است که اگر قبول درگاه خداوند
عالم شود،عبادتهای ديگر هم قبول مي شود. و اگر پذيرفته نشود،
اعمال ديگر هم قبول نمي شود. و همانطور که اگر انسان شبانه
روزی پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند، چرک دربدنش نمي ماند،
نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مي کند. و سزاوار
است که انسان نماز را در اول وقت بخواند. و کسی که نماز
را پست و سبک شمارد،مانند کسی است که نماز نمي خواند. پيغمبر
اکرم صلی الله عليه و آله و سلم فرمود:"کسی که به نماز اهميت
ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است ".روزی حضرت
در مسجد تشريف داشتند، مردی وارد و مشغول نماز شد، و رکوع و
سجودش را کاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: "اگر اين مرد در
حالی که نمازش اين طوراست از دنيا برود، به دين من از دنيا
نرفته است ". پس انسان بايد مواظب باشدکه به عجله و شتابزدگي
نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار
باشد، و متوجه باشد که با چه کسی سخن مي گويد، و خود را در
مقابل عظمت وبزرگی خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و
اگر انسان در موقع نماز کاملا به اين مطلب توجه کند، از خود
بي خبر مي شود. چنانچه درحال نماز تير را از پای مبارک امير
المؤمنين عليه السلام بيرون کشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و
نيز بايدنمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانی که مانع قبول
شدن نماز است مانند حسد،کبر، غيبت ، خوردن حرام ، آشاميدن
مسکرات و ندادن خمس و زکات ، بلکه هر معصيتي را ترک کند. و
همچنين سزاوار است کارهايی که ثواب نماز را کم مي کند
بجانياورد، مثلا درحال خواب آلودگی و خودداری از بول به نماز
نايستد و در موقع نمازبه آسمان نگاه نکند. و نيز کارهايی که
ثواب نماز را زياد مي کند بجا آورد، مثلاانگشتری عقيق به دست
کند، و لباس پاکيزه بپوشد، و شانه و مسواک کند، و خود
راخوشبو نمايد.
نمازهای واجب يوميه پنج است : ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت ،
مغرب سه رکعت ، عشا چهار رکعت ، صبح دو رکعت .
در سفر بايد نمازهای چهار رکعتی را با شرايطی که گفته مي شود،
دو رکعت خواند.
اگر چوب يا چيزی مانند آن را راست در زمين هموار فرو برند،
صبح که خورشيد بيرون مي آيد، سايه آن به طرف مغرب مي افتد. و هر
چه آفتاب بالا مي آيد،اين سايه کم مي شود. و در شهرهای ما در اول
ظهر شرعی به آخرين درجه کمی مي رسد،و ظهر که گذشت ، سايه آن
به طرف مشرق برمي گردد. و هر چه خورشيد رو به مغرب مي رود، سايه
زيادتر مي شود. بنابر اين وقتی سايه به آخرين درجه کمی رسيد و
دومرتبه رو به زياد شدن گذاشت ، معلوم مي شود ظهر شرعی شده
است . ولی در بعضی شهرهامثل مکه که گاهی موقع ظهر سايه به کلي
از بين مي رود، بعد از آنکه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مي شود
ظهر شده است .
چوب يا چيز ديگری را که برای معين کردن ظهر به زمين فرو
مي برند، شاخص گويند.
نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند: وقت
مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتی که از ظهر به اندازه
خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعي
است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد،
که اگر کسی تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر اوقضا
شده و بايد نماز عصر را بخواند. و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر
و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است .
و اگر کسی اشتباها نمازظهر يا عصر را در وقت مخصوص
ديگری بخواند، نمازش صحيح است .
اگر پيش از خواندن نماز ظهر سهوا مشغول نماز عصر شود و در
بين نمازبفهمد اشتباه کرده است ، چنانچه در وقت مشترک
باشد، بايد نيت را به نمازظهر برگرداند. يعنی نيت کند که
آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مي خوانم ، همه
نماز ظهر باشد. و بعد از آنکه نماز را تمام کرد، نماز عصر
رابخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بايد
نيت را به نماز ظهربرگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز
عصر را بخواند و احتياطآن است که دوباره نماز عصر را هم
بعد از آن بخواند، و اين احتياطخيلی خوب است .
در روز جمعه انسان مي تواند به جای نماز ظهر، دو رکعت
نماز جمعه بخواند. ولی احتياطمستحب آن است که اگر نماز
جمعه خواند، نماز ظهر را هم بخواند، و اين احتياطخيلی مطلوب
است .
احتياطواجب آن است که نماز جمعه را از موقعی که عرفا
اول ظهرمي گويند، تاخير نيندازد. و اگر از اوايل ظهر تاخير
افتاد، به جای نماز جمعه نمازظهر بخواند.
مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق که بعد از غروب
آفتاب پيدامي شود، از بين برود.
نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکي
دارند:وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتی که از
مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد که اگر کسی مثلا
مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخواند،
احتياطمستحب آن است که بعداز نماز مغرب ، نماز عشا را
دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعی است که به اندازه
خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی تا اين موقع
نماز مغرب را عمدا نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن
نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب ووقت
مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است ، که اگر
کسی در اين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند
و بعداز نماز ملتفت شود،نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب
را بعد از آن بجا آورد.
وقت مخصوص و مشترک که معنی آن در مسأله پيش گفته شد، براي
اشخاص فرق مي کند. مثلا اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از
اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسی که مسافر است ، تمام
شده و داخل وقت مشترک مي شود. و برای کسی که مسافر نيست ، بايد
به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.
اگر پيش از خواندن نماز مغرب ، سهوا مشغول نماز عشا شود و در
بين نمازبفهمد که اشتباه کرده ، چنانچه به رکوع رکعت چهارم
نرفته است ، بايد نيت رابه نماز مغرب برگرداند و نماز را
تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند. و اگر به رکوع رکعت چهارم
رفته بايد نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند.
اما اگر تمام آنچه را خوانده ، در وقت مخصوص نماز مغرب
خوانده باشد و پيش از رکوع رکعت چهارم يادش بيايد، بايد
نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز راتمام کند و بعد از آن
عشا را بخواند. ولی احتياطمستحب آن است که بعد از نمازعشا،
دوباره نماز مغرب و عشا را بخواند و اين احتياطخيلی خوب
است .
آخر وقت نماز عشا نصف شب است . و احتياطواجب آن
است که برای نماز مغرب و عشا و مانند اينها، شب را از
اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، و برای نماز شب و مانند
آن تا اول آفتاب حساب نمايند.
اگر از روی معصيت يا به واسطه عذری نماز مغرب يا نماز
عشا را تانصف شب نخواند، بنابر احتياطواجب بايد تا قبل از
اذان صبح بدون اينکه نيت ادا و قضا کند، بجا آورد.
نزديک اذان صبح از طرف مشرق سفيده ای رو به بالا حرکت مي کند،
که آن رافجر اول گويند. موقعی که آن سفيده پهن شد، فجر دوم و
اول وقت نماز صبح است . وآخر وقت نماز صبح ، موقعی است که
آفتاب بيرون مي آيد.
موقعی انسان مي تواند مشغول نماز شود، که يقين کند وقت
داخل شده است ، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند.
نابينا و کسی که در زندان است و مانند اينها بنابر
احتياط واجب بايد تا يقين به داخل شدن وقت نکنند، مشغول نماز
نشوند. ولی اگر انسان به واسطه ابر يا غبار و مانند اينها که
برای همه مانع از يقين کردن است ، نتواند در اول وقت نماز به
داخل شدن وقت يقين کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل
شده ،مي تواند مشغول نماز شود.
اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند يا انسان
يقين کندکه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز
بفهمد که هنوز وقت داخل نشده ، نماز او باطل است . و همچنين
است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز راپيش از وقت
خوانده . ولی اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده ، يا بعد از
نمازبفهمد که در بين نماز وقت داخل شده ، نماز او صحيح
است .
اگر انسان ملتفت نباشد که بايد با يقين به داخل شدن وقت
مشغول نمازشود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در
وقت خوانده ، نماز او صحيح است . و اگر بفهمد تمام نماز را
پيش از وقت خوانده يا بفهمد که در بين نماز وقت داخل شده
است ، نمازش باطل است .
اگر يقين کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز
شک کند که وقت داخل شده يا نه ، نماز او باطل است . ولی اگر در
بين نماز يقين داشته باشد که وقت شده و شک کند که آنچه از
نماز خوانده در وقت بوده يا نه ، نمازش صحيح است .
اگر وقت نماز به قدری تنگ است که به واسطه به جا آوردن
بعضی از کارهاي مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده
مي شود، بايد آن مستحب را به جانياورد. مثلا اگر به واسطه
خواندن قنوت مقداری از نماز بعد از وقت خوانده مي شود،بايد
قنوت نخواند.
کسی که به اندازه خواندن يک رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز
را به نيت ادا بخواند. ولی نبايد عمدا نماز را تا اين وقت
ت أخير بيندازد.
کسی که مسافر نيست ، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج
رکعت نمازوقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند. و
اگر کمتر وقت دارد، بايد فقطنماز عصر را بخواند و بعدا نماز
ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج
رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و
اگرکمتر وقت دارد، بايد فقطعشا را بخواند و بعدا بايد نماز
مغرب را بخواند وبه احتياطواجب نيت ادا و قضا ننمايد.
کسی که مسافر است ، اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه
رکعت نمازوقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند. و اگر
کمتر وقت دارد، بايد فقطعصررا بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا
کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهاررکعت نماز وقت
دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر
وقت دارد، بايد فقطعشا را بخواند و بعدا مغرب را بدون
نيت ادا و قضا بجا آورد.و چنانچه بعد از خواندن عشا معلوم شود
که به مقدار يک رکعت يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است ،
بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.
مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند، و راجع به
آن خيلي سفارش شده است . و هر چه به اول وقت نزديکتر باشد،
بهتر است . مگر آنکه ت أخير آن از جهتی بهتر باشد، مثلا صبر
کند که نماز را به جماعت بخواند.
هرگاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز
بخواند، ناچاراست با تيمم نماز بخواند، چنانچه بداند يا
احتمال دهد که عذر او تا آخر وقت باقی است ، مي تواند در اول
وقت نماز بخواند. ولی اگر مثلا لباسش نجس باشديا عذر
ديگری داشته باشد و احتمال دهد که عذر او از بين مي رود،
بنابر احتياطواجب بايد صبر کند تا عذرش برطرف شود. و چنانچه
عذر او برطرف نشد، در آخروقت نماز بخواند. و لازم نيست به
قدری صبر کند که فقطبتواند کارهای واجب نمازرا انجام دهد،
بلکه اگر برای مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم
وقت دارد، مي تواند تيمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا
آورد.
کسی که مسايل نماز و شکيات و سهويات را نميداند و احتمال
ميدهد که يکي از اينها در نماز پيش آيد، بايد برای ياد
گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد. ولی اگر
اطمينان دارد که نماز را به طور صحيح تمام مي کند، مي توانددر
اول وقت مشغول نماز شود. پس اگر در نماز مسأله ای که حکم آن
را نمي داند پيش نيايد، نماز او صحيح است . و اگر مسأله ای که
حکم آن را نمي داند پيش آيد، مي تواندبه يکی از دو طرفي
که احتمال مي دهد عمل نمايد و نماز را تمام کند. ولی بعد
ازنماز بايد مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده ، دوباره
بخواند.
اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه
مي کند، درصورتی که ممکن است ، بايد اول قرض خود را بدهد،
بعد نماز بخواند. و همچنين است اگر کار واجب ديگری که بايد
فورا آن را بجا آورد، پيش آمد کند. مثلا ببيندمسجد نجس است ،
که بايد اول مسجد را تطهير کند، بعد نماز بخواند. و
چنانچه اول نماز بخواند معصيت کرده ، ولی نماز او صحيح است .
انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد
از نمازمغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر
و نماز عشا را پيش ازنماز مغرب بخواند، باطل است .
اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش
بيايد که نمازظهر را خوانده است ، نمي تواند نيت را به نماز
عصر برگرداند، بلکه بايد نمازرا بشکند و نماز عصر را
بخواند. و همينطور است در نماز مغرب و عشا.
اگر در بين نماز عصر يقين کند که نماز ظهر را نخوانده است و
نيت را به نماز ظهر برگرداند و داخل رکن شود و بعد يادش
بيايد که نماز ظهر را خوانده بوده ، نمازش باطل است و بايد
نماز عصر را بخواند. ولی اگر پيش از داخل شدن در رکن يادش
بيايد، بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و آنچه به نيت
ظهرخوانده ، دوباره به نيت عصر بخواند، و نمازش صحيح است .
اگر در بين نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده يا نه ،
بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. ولی اگر وقت به قدري
کم است که بعد از تمام شدن نماز مغرب مي شود، بايد به نيت
نماز عصر، نماز را تمام کند و نماز ظهرش قضاندارد.
اگر در نماز عشا پيش از رکوع رکعت چهارم شک کند که
نماز مغرب راخوانده يا نه ، چنانچه وقت به قدری کم است
که بعد از تمام شدن نماز، نصف شب مي شود، بايد به نيت عشا
نماز را تمام کند. و اگر بيشتر وقت دارد، بايدنيت را به
نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند، بعد نماز
عشا رابخواند.
اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به رکوع رکعت چهارم ، شک کند
که نمازمغرب را خوانده يا نه ، بايد نماز را تمام کند،
بعد نماز مغرب رابخواند. ولی اگراين شک در وقت مخصوص
به نماز عشا باشد، خواندن نماز مغرب لازم نيست .
اگر انسان نمازی را که خوانده احتياطا دوباره بخواند و در بين
نماز يادش بيايد، نمازی را که بايد پيش از آن بخواند نخوانده
است ، نمي تواند نيت را به آن نماز برگرداند. مثلا موقعی که نماز
عصر را احتياطا مي خواند، اگر يادش بيايد نمازظهر را نخوانده
است ، نمي تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا، و از نماز مستحب به
نماز واجب جايز نيست .
اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مي تواند در بين
نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولی بايد برگرداندن
نيت به نماز قضا ممکن باشد. مثلااگر مشغول نماز ظهر است ، در
صورتی مي تواند نيت را به قضای صبح برگرداند که داخل رکعت
سوم نشده باشد.
عالم شود،عبادتهای ديگر هم قبول مي شود. و اگر پذيرفته نشود،
اعمال ديگر هم قبول نمي شود. و همانطور که اگر انسان شبانه
روزی پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند، چرک دربدنش نمي ماند،
نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک مي کند. و سزاوار
است که انسان نماز را در اول وقت بخواند. و کسی که نماز
را پست و سبک شمارد،مانند کسی است که نماز نمي خواند. پيغمبر
اکرم صلی الله عليه و آله و سلم فرمود:"کسی که به نماز اهميت
ندهد و آن را سبک شمارد، سزاوار عذاب آخرت است ".روزی حضرت
در مسجد تشريف داشتند، مردی وارد و مشغول نماز شد، و رکوع و
سجودش را کاملا به جا نياورد. حضرت فرمودند: "اگر اين مرد در
حالی که نمازش اين طوراست از دنيا برود، به دين من از دنيا
نرفته است ". پس انسان بايد مواظب باشدکه به عجله و شتابزدگي
نماز نخواند، و در حال نماز به ياد خدا و با خضوع و خشوع و وقار
باشد، و متوجه باشد که با چه کسی سخن مي گويد، و خود را در
مقابل عظمت وبزرگی خداوند عالم بسيار پست و ناچيز ببيند. و
اگر انسان در موقع نماز کاملا به اين مطلب توجه کند، از خود
بي خبر مي شود. چنانچه درحال نماز تير را از پای مبارک امير
المؤمنين عليه السلام بيرون کشيدند و آن حضرت متوجه نشدند. و
نيز بايدنمازگزار توبه و استغفار نمايد و گناهانی که مانع قبول
شدن نماز است مانند حسد،کبر، غيبت ، خوردن حرام ، آشاميدن
مسکرات و ندادن خمس و زکات ، بلکه هر معصيتي را ترک کند. و
همچنين سزاوار است کارهايی که ثواب نماز را کم مي کند
بجانياورد، مثلا درحال خواب آلودگی و خودداری از بول به نماز
نايستد و در موقع نمازبه آسمان نگاه نکند. و نيز کارهايی که
ثواب نماز را زياد مي کند بجا آورد، مثلاانگشتری عقيق به دست
کند، و لباس پاکيزه بپوشد، و شانه و مسواک کند، و خود
راخوشبو نمايد.
نمازهای واجب يوميه پنج است : ظهر و عصر هر کدام چهار رکعت ،
مغرب سه رکعت ، عشا چهار رکعت ، صبح دو رکعت .
در سفر بايد نمازهای چهار رکعتی را با شرايطی که گفته مي شود،
دو رکعت خواند.
اگر چوب يا چيزی مانند آن را راست در زمين هموار فرو برند،
صبح که خورشيد بيرون مي آيد، سايه آن به طرف مغرب مي افتد. و هر
چه آفتاب بالا مي آيد،اين سايه کم مي شود. و در شهرهای ما در اول
ظهر شرعی به آخرين درجه کمی مي رسد،و ظهر که گذشت ، سايه آن
به طرف مشرق برمي گردد. و هر چه خورشيد رو به مغرب مي رود، سايه
زيادتر مي شود. بنابر اين وقتی سايه به آخرين درجه کمی رسيد و
دومرتبه رو به زياد شدن گذاشت ، معلوم مي شود ظهر شرعی شده
است . ولی در بعضی شهرهامثل مکه که گاهی موقع ظهر سايه به کلي
از بين مي رود، بعد از آنکه سايه دوباره پيدا شد، معلوم مي شود
ظهر شده است .
چوب يا چيز ديگری را که برای معين کردن ظهر به زمين فرو
مي برند، شاخص گويند.
نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند: وقت
مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتی که از ظهر به اندازه
خواندن نماز ظهر بگذرد. و وقت مخصوص نماز عصر موقعي
است که به اندازه خواندن نماز عصر وقت به مغرب مانده باشد،
که اگر کسی تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر اوقضا
شده و بايد نماز عصر را بخواند. و ما بين وقت مخصوص نماز ظهر
و وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است .
و اگر کسی اشتباها نمازظهر يا عصر را در وقت مخصوص
ديگری بخواند، نمازش صحيح است .
اگر پيش از خواندن نماز ظهر سهوا مشغول نماز عصر شود و در
بين نمازبفهمد اشتباه کرده است ، چنانچه در وقت مشترک
باشد، بايد نيت را به نمازظهر برگرداند. يعنی نيت کند که
آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد مي خوانم ، همه
نماز ظهر باشد. و بعد از آنکه نماز را تمام کرد، نماز عصر
رابخواند. و اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، بايد
نيت را به نماز ظهربرگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز
عصر را بخواند و احتياطآن است که دوباره نماز عصر را هم
بعد از آن بخواند، و اين احتياطخيلی خوب است .
در روز جمعه انسان مي تواند به جای نماز ظهر، دو رکعت
نماز جمعه بخواند. ولی احتياطمستحب آن است که اگر نماز
جمعه خواند، نماز ظهر را هم بخواند، و اين احتياطخيلی مطلوب
است .
احتياطواجب آن است که نماز جمعه را از موقعی که عرفا
اول ظهرمي گويند، تاخير نيندازد. و اگر از اوايل ظهر تاخير
افتاد، به جای نماز جمعه نمازظهر بخواند.
مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق که بعد از غروب
آفتاب پيدامي شود، از بين برود.
نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکي
دارند:وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتی که از
مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد که اگر کسی مثلا
مسافر باشد و تمام نماز عشا را سهوا در اين وقت بخواند،
احتياطمستحب آن است که بعداز نماز مغرب ، نماز عشا را
دوباره بخواند. و وقت مخصوص نماز عشا موقعی است که به اندازه
خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی تا اين موقع
نماز مغرب را عمدا نخواند، بايد اول نماز عشا و بعد از آن
نماز مغرب را بخواند. و بين وقت مخصوص نماز مغرب ووقت
مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است ، که اگر
کسی در اين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند
و بعداز نماز ملتفت شود،نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب
را بعد از آن بجا آورد.
وقت مخصوص و مشترک که معنی آن در مسأله پيش گفته شد، براي
اشخاص فرق مي کند. مثلا اگر به اندازه خواندن دو رکعت نماز از
اول ظهر بگذرد، وقت مخصوص نماز ظهر کسی که مسافر است ، تمام
شده و داخل وقت مشترک مي شود. و برای کسی که مسافر نيست ، بايد
به اندازه خواندن چهار رکعت نماز بگذرد.
اگر پيش از خواندن نماز مغرب ، سهوا مشغول نماز عشا شود و در
بين نمازبفهمد که اشتباه کرده ، چنانچه به رکوع رکعت چهارم
نرفته است ، بايد نيت رابه نماز مغرب برگرداند و نماز را
تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند. و اگر به رکوع رکعت چهارم
رفته بايد نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند.
اما اگر تمام آنچه را خوانده ، در وقت مخصوص نماز مغرب
خوانده باشد و پيش از رکوع رکعت چهارم يادش بيايد، بايد
نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز راتمام کند و بعد از آن
عشا را بخواند. ولی احتياطمستحب آن است که بعد از نمازعشا،
دوباره نماز مغرب و عشا را بخواند و اين احتياطخيلی خوب
است .
آخر وقت نماز عشا نصف شب است . و احتياطواجب آن
است که برای نماز مغرب و عشا و مانند اينها، شب را از
اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، و برای نماز شب و مانند
آن تا اول آفتاب حساب نمايند.
اگر از روی معصيت يا به واسطه عذری نماز مغرب يا نماز
عشا را تانصف شب نخواند، بنابر احتياطواجب بايد تا قبل از
اذان صبح بدون اينکه نيت ادا و قضا کند، بجا آورد.
نزديک اذان صبح از طرف مشرق سفيده ای رو به بالا حرکت مي کند،
که آن رافجر اول گويند. موقعی که آن سفيده پهن شد، فجر دوم و
اول وقت نماز صبح است . وآخر وقت نماز صبح ، موقعی است که
آفتاب بيرون مي آيد.
موقعی انسان مي تواند مشغول نماز شود، که يقين کند وقت
داخل شده است ، يا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند.
نابينا و کسی که در زندان است و مانند اينها بنابر
احتياط واجب بايد تا يقين به داخل شدن وقت نکنند، مشغول نماز
نشوند. ولی اگر انسان به واسطه ابر يا غبار و مانند اينها که
برای همه مانع از يقين کردن است ، نتواند در اول وقت نماز به
داخل شدن وقت يقين کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل
شده ،مي تواند مشغول نماز شود.
اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند يا انسان
يقين کندکه وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بين نماز
بفهمد که هنوز وقت داخل نشده ، نماز او باطل است . و همچنين
است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز راپيش از وقت
خوانده . ولی اگر در بين نماز بفهمد وقت داخل شده ، يا بعد از
نمازبفهمد که در بين نماز وقت داخل شده ، نماز او صحيح
است .
اگر انسان ملتفت نباشد که بايد با يقين به داخل شدن وقت
مشغول نمازشود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در
وقت خوانده ، نماز او صحيح است . و اگر بفهمد تمام نماز را
پيش از وقت خوانده يا بفهمد که در بين نماز وقت داخل شده
است ، نمازش باطل است .
اگر يقين کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بين نماز
شک کند که وقت داخل شده يا نه ، نماز او باطل است . ولی اگر در
بين نماز يقين داشته باشد که وقت شده و شک کند که آنچه از
نماز خوانده در وقت بوده يا نه ، نمازش صحيح است .
اگر وقت نماز به قدری تنگ است که به واسطه به جا آوردن
بعضی از کارهاي مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده
مي شود، بايد آن مستحب را به جانياورد. مثلا اگر به واسطه
خواندن قنوت مقداری از نماز بعد از وقت خوانده مي شود،بايد
قنوت نخواند.
کسی که به اندازه خواندن يک رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز
را به نيت ادا بخواند. ولی نبايد عمدا نماز را تا اين وقت
ت أخير بيندازد.
کسی که مسافر نيست ، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج
رکعت نمازوقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند. و
اگر کمتر وقت دارد، بايد فقطنماز عصر را بخواند و بعدا نماز
ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن پنج
رکعت نماز وقت دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و
اگرکمتر وقت دارد، بايد فقطعشا را بخواند و بعدا بايد نماز
مغرب را بخواند وبه احتياطواجب نيت ادا و قضا ننمايد.
کسی که مسافر است ، اگر تا مغرب به اندازه خواندن سه
رکعت نمازوقت دارد، بايد نماز ظهر و عصر را بخواند. و اگر
کمتر وقت دارد، بايد فقطعصررا بخواند و بعدا نماز ظهر را قضا
کند. و اگر تا نصف شب به اندازه خواندن چهاررکعت نماز وقت
دارد، بايد نماز مغرب و عشا را بخواند. و اگر کمتر
وقت دارد، بايد فقطعشا را بخواند و بعدا مغرب را بدون
نيت ادا و قضا بجا آورد.و چنانچه بعد از خواندن عشا معلوم شود
که به مقدار يک رکعت يا بيشتر وقت به نصف شب مانده است ،
بايد فورا نماز مغرب را به نيت ادا بجا آورد.
مستحب است انسان نماز را در اول وقت آن بخواند، و راجع به
آن خيلي سفارش شده است . و هر چه به اول وقت نزديکتر باشد،
بهتر است . مگر آنکه ت أخير آن از جهتی بهتر باشد، مثلا صبر
کند که نماز را به جماعت بخواند.
هرگاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز
بخواند، ناچاراست با تيمم نماز بخواند، چنانچه بداند يا
احتمال دهد که عذر او تا آخر وقت باقی است ، مي تواند در اول
وقت نماز بخواند. ولی اگر مثلا لباسش نجس باشديا عذر
ديگری داشته باشد و احتمال دهد که عذر او از بين مي رود،
بنابر احتياطواجب بايد صبر کند تا عذرش برطرف شود. و چنانچه
عذر او برطرف نشد، در آخروقت نماز بخواند. و لازم نيست به
قدری صبر کند که فقطبتواند کارهای واجب نمازرا انجام دهد،
بلکه اگر برای مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم
وقت دارد، مي تواند تيمم کند و نماز را با آن مستحبات بجا
آورد.
کسی که مسايل نماز و شکيات و سهويات را نميداند و احتمال
ميدهد که يکي از اينها در نماز پيش آيد، بايد برای ياد
گرفتن اينها نماز را از اول وقت تأخير بيندازد. ولی اگر
اطمينان دارد که نماز را به طور صحيح تمام مي کند، مي توانددر
اول وقت مشغول نماز شود. پس اگر در نماز مسأله ای که حکم آن
را نمي داند پيش نيايد، نماز او صحيح است . و اگر مسأله ای که
حکم آن را نمي داند پيش آيد، مي تواندبه يکی از دو طرفي
که احتمال مي دهد عمل نمايد و نماز را تمام کند. ولی بعد
ازنماز بايد مسأله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده ، دوباره
بخواند.
اگر وقت نماز وسعت دارد و طلبکار هم طلب خود را مطالبه
مي کند، درصورتی که ممکن است ، بايد اول قرض خود را بدهد،
بعد نماز بخواند. و همچنين است اگر کار واجب ديگری که بايد
فورا آن را بجا آورد، پيش آمد کند. مثلا ببيندمسجد نجس است ،
که بايد اول مسجد را تطهير کند، بعد نماز بخواند. و
چنانچه اول نماز بخواند معصيت کرده ، ولی نماز او صحيح است .
انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر، و نماز عشا را بعد
از نمازمغرب بخواند. و اگر عمدا نماز عصر را پيش از نماز ظهر
و نماز عشا را پيش ازنماز مغرب بخواند، باطل است .
اگر به نيت نماز ظهر مشغول نماز شود و در بين نماز يادش
بيايد که نمازظهر را خوانده است ، نمي تواند نيت را به نماز
عصر برگرداند، بلکه بايد نمازرا بشکند و نماز عصر را
بخواند. و همينطور است در نماز مغرب و عشا.
اگر در بين نماز عصر يقين کند که نماز ظهر را نخوانده است و
نيت را به نماز ظهر برگرداند و داخل رکن شود و بعد يادش
بيايد که نماز ظهر را خوانده بوده ، نمازش باطل است و بايد
نماز عصر را بخواند. ولی اگر پيش از داخل شدن در رکن يادش
بيايد، بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و آنچه به نيت
ظهرخوانده ، دوباره به نيت عصر بخواند، و نمازش صحيح است .
اگر در بين نماز عصر شک کند که نماز ظهر را خوانده يا نه ،
بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند. ولی اگر وقت به قدري
کم است که بعد از تمام شدن نماز مغرب مي شود، بايد به نيت
نماز عصر، نماز را تمام کند و نماز ظهرش قضاندارد.
اگر در نماز عشا پيش از رکوع رکعت چهارم شک کند که
نماز مغرب راخوانده يا نه ، چنانچه وقت به قدری کم است
که بعد از تمام شدن نماز، نصف شب مي شود، بايد به نيت عشا
نماز را تمام کند. و اگر بيشتر وقت دارد، بايدنيت را به
نماز مغرب برگرداند و نماز را سه رکعتی تمام کند، بعد نماز
عشا رابخواند.
اگر در نماز عشا بعد از رسيدن به رکوع رکعت چهارم ، شک کند
که نمازمغرب را خوانده يا نه ، بايد نماز را تمام کند،
بعد نماز مغرب رابخواند. ولی اگراين شک در وقت مخصوص
به نماز عشا باشد، خواندن نماز مغرب لازم نيست .
اگر انسان نمازی را که خوانده احتياطا دوباره بخواند و در بين
نماز يادش بيايد، نمازی را که بايد پيش از آن بخواند نخوانده
است ، نمي تواند نيت را به آن نماز برگرداند. مثلا موقعی که نماز
عصر را احتياطا مي خواند، اگر يادش بيايد نمازظهر را نخوانده
است ، نمي تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
برگرداندن نيت از نماز قضا به نماز ادا، و از نماز مستحب به
نماز واجب جايز نيست .
اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مي تواند در بين
نماز نيت را به نماز قضا برگرداند، ولی بايد برگرداندن
نيت به نماز قضا ممکن باشد. مثلااگر مشغول نماز ظهر است ، در
صورتی مي تواند نيت را به قضای صبح برگرداند که داخل رکعت
سوم نشده باشد.