PDA

View Full Version : مدير مدرسه - اثر جلال آل احمد


admin
11-16-2006, 09:28 PM
از درکه وارد شدم سيگارم دستم بود زورم آمد سلام کنم .همين طوری دنگم گرفته بود قد باشم . رييس فرهنگ که اجازه نشستن داد ، نگاهش لحظه ای روی دستم مکث کرد و بعد چيزی را که می نوشت ، تمام کرد ومی خواست متوجه من بشود که رونويس حکم را روی ميزش گذاشته بودم . حرفی نزديم .رونويس را با کاغذهای ضميمه اش زيروروکرد و بعد غبغب انداخت و آرام و مثلا خالی از عصبانيت گفت :
-«جانداريم آقا . اين که نمی شه ! هر روز يه حکم می دند دست يکی می فرستنش سراغ من ... ديروز به آقای مدير کل ....»
حوصله اين اباطيل را نداشتم . حرفش را بريدم که :
-«ممکنه خواهش کنم زير همين ورقه مرقوم بفرماييد ؟»
و سيگارم را توی زيرسيگاری براق روی ميزش تکاندم . روی ميز پاک و مرتب بود .
درست مثل اتاق همان مهمان خانه ی تازه عروس ها .هر چيز به جای خود و نه يک ذره گرد . فقط خاکستر سيگار من زيادی بود .مثل تفی در صورت تازه تراشيده ای
.... قلم را برداشت و زيرحکم چيزی نوشت و امضاء کرد و من از در آمده بودم بيرون .خلاص .تحمل اين يکی رانداشتم .با اداهايش .پيدا بود که تازه رئيس شده . زورکی غبغب می انداخت و حرفش را آهسته توی چشم آدم می زد .
انگار برای شنيدنش گوش لازم نيست . صدو پنجاه تومان در کار گزينی کل مايه گذاشته بودم تا اين حکم را به امضاء رسانده بودم .توصيه هم برده بودم و تازه دوماه هم دويده
بودم . مو ، لای درزش نمی رفت .می دانستم که چه او بپذيرد ، چه نپذيرد ، کارتمام است . خودش هم می دانست .حتما هم دستگيرش شد که با اين نک و نالی که می کرد ، خودش را کنف کرده .ولی کاری بود و شده بود.در کارگزينی کل ، سفارش کرده بودند که برای خالی نبودن عريضه رونويس را به رويت رييس فرهنگ
هم برسانم تازه اين طور شد .وگر نه بالی حکم کارگزينی کل چه کسی می توانست حرفی بزند ؟ يک وزارت خانه بود و يک کارگزينی !شوخی که نبود .ته دلم قرص تر از اين ها بود که محتاج به اين استدلالها باشم .اما به نظرم همه اين تقصيرها از اين سيگار
لعنتی بود که به خيال خودم خواسته بودم خرجش را از محل اضافه حقوق شغل جديدم در بياورم . البته از معلمی ، هم اقم نشسته بود .ده سال « الف .ب.» درس دادن و قيافه های بهت زده ی بچه های مردم برای مزخرف ترين چرندی که می
گويی ... و استغناء با غين و استقراء با قاف و خراسانی و هندی و قديمی تري شعر دری و صنعت ارسال مثل و رد العجز ... و ازاين مزخرفات ! ديدم دارم خر می شوم . گفتم مدير بشوم . مدير دبستان ! ديگر نه درس خواهم داد و نه مجبور خواهم بود برای فرار از اتلاف وقت ، در امتحان تجديدی به هر احمق بی شعوری هفت بدهم تا ايام آخر تابستانم را که لذيذترين تکه ی تعطيلات است ، نجات داده باشم . اين بود که راه افتادم . رفتم و از اهلش پرسيدم . از يک کار چاق کن.
دستم را توی دست کارگزينی گذاشت و قول و قرار و طرفين خوش و خرم و يک روز هم نشانی مدرسه را دستم دادند که بروم وارسی ، که باب ميلم هست يا نه . و رفتم .مدرسه دو طبقه بود و نوساز بود و در دامنه ی کوه تنها افتاده بود و آفتاب رو بود .يک فرهنگ دوست خر پول ، عمارتش را وسط زمين خودش ساخته بود و بيست و پنج ساله در اختيار فرهنگ گذاشته بود که مدرسه اش کنند و رفت و آمد بشود و جاده ها کوبيده بشود و اين قدر ازين بشودها بشود ، تا دل ننه باباها بسوزد و برای اينکه راه بچه هاشان را کوتاه بکنند ، بيايند همان اطراف مدرسه را بخرند و خانه بسازند و زمين يارو از متری يک عباسی بشود صد تومان . يارو اسمش را هم روی ديوار مدرسه
کاشی کاری کرده بود . هنوز درو همسايه پيدا نکرده بودند که حرف شان بشود و لنگ و پاچه ی سعدی و بابا طاهر را بکشند ميان و يک ورق ديگر از تاريخ الشعرا را بکوبند روی نبش ديوار کوچه شان.تابلوی مدرسه هم حسابی و بزرگ و خوانا .از صد متری داد می زد که توانا بود هر .... هر چه دلتان بخواهد ! با شير و خورشيدش که آن بالا سر ، سه پا ايستاده بود و زورکی تعادل خودش را حفظ می کرد
و خورشيد خانم روی کولش با ابروهای پيوسته و قمچيلی که به دست داشت و تاسه تير پرتاب ، اطراف مدرسه بيابان بود . درندشت و بی آب و آبادانی و آن ته روبه شمال ، رديف کاج های درهم فرو رفته ای که از سر ديوار گلی يک باغ پيدا بود روی
آسمان لکه دراز و تيره ای زده بود .حتما تا بيست و پنج سال ديگر همه ی اين اطراف پر می شد و بوق ماشين و ونگ ونگ بچه ها و فرياد لبويی و زنگ روزنامه فروشی و عربده ی گل به سر دارم خيار !نان يارو توی روغن بود .- « راستی شايد متری ده دوازده شاهی بيشتر نخريده باشد ؟ شايد هم زمين ها را همين جوری به ثبت دادهباشد ؟ هان ؟ - احمق به توچه ؟!...»
بله اين فکرها را همان روزی کردم که ناشناس به مدرسه سر زدم و آخر سر هم به اين نتيجه رسيدم که مردم ،حق دارند جايی بخوابند که آب زيرشان نرود .-« تو اگر مردی ، عرضه داشته باش مدير همين مدرسه هم بشو .» و رفته بودم و دنبال کاررا گرفته بودم تا رسيده بودم به اينجا .همان روز وارسی فهميده بودم که مدير قبلی
مدرسه زندانی است . لابد کله اش بوی قرمه سبزی می داده و باز لابد حالا دارد کفاره گناهانی را می دهد که يا خودش نکرده يا آهنگری در بلخ کرده . جزو پر قيچی ها ی رييس فرهنگ هم کسی نبود که با مديرشان ، اضافه حقوقی نصيبش بشود و ناچار سرودستی برای اين کار بشکند . خارج از مرکز هم نداشت .اين معلومات را توی کارگزينی بدست آورده بودم . هنوز « گه خوردم نامه نويسی » هم مد نشده بود که بگويم يارو به اين زودی ها از سولدونی در خواهد آمد .فکر نمی کردم که ديگری هم برای اين وسط بيابان دلش لک زده باشد با زمستان سختش و با رفت و آمد دشوارش .
اين بودکه خيالم راحت بود . از همه ی اينها گذشته کارگزينی کل موافقت کرده بود !
دست است که پيش از بلند شدن بوی اسکناس ، آن جا هم دوسه تا عيب شرعی و عرفی گرفته بودند و مثلا گفته بودن لابد کاسه ای زير نيم کاسه است که فلانی يعنی من ، با ده سال سابقه ی تدريس ، می خواهد مدير دبستان بشود ! غرض شان اين بود که لابد خل شدم که از شغل مهم و محترم دبيری دست می شويم . ماهی صدوپنجاه تومان حق مقام درآن روزها پولی نبود که بتوانم ناديده بگيرم . وتازه اگر نديده می گرفتم چه ؟ باز بايد برمی گشتم به اين کلاس ها و اين جور حماقت ها .اين بود که پيش رئيس فرهنگ ، صاف برگشتم به کارگزينی کل ، سراغ آن که بفهمی نفهمی ،دلال کارم بود .و رونويس حکم را گذاشتم و گفتم که چه طور شد و آمدم بيرون .
دو روز رفتم سراغش . معلوم شد که حدسم درست بوده است و رئيس فرهنگ گفته بوده :
« من از اين ليسانسه های پر افاده نمی خواهم که سيگار به دست توی هر اتاقی سر می کنند .»
و يارو برايش گفته بود که اصلا وابدا ..! فلانی هم چين و هم چون است و مثقالی هفت صنار با ديگران فرق دارد و اين هندوانه ها و خيال من راحت باشد و پنج شنبه یک هفته ی ديگر خودم بروم پهلوی او ... و اين کار را کردم . اين بار رييس فرهنگ جلوی پايم بلند شد که :
« ای آقا ... چرا اول نفرموديد ؟!...»
و از کارمندهايش گله کرد و به قول خودش ، مرا « در جريان موقعيت محل » گذاشت و بعد با ماشين خودش مرا به مدرسه رساند و گفت زنگ را زودتر از موعد زدند و در حضور معلم ها و ناظم ، نطق غرايی در خصايل مدير جديد – که من باشم – کرد و بعد هم مرا گذاشت و رفت با يک مدرسه ی شش کلاسه « نوبنياد » و يک ناظم و هفت تامعلم و دويست و سی و پنج تا شاگرد . ديگر حسابی مدير مدرسه شده بودم !


ادامه داستان در فايل ضميمه شده مي باشد.

امير
12-12-2006, 06:31 PM
ايدز و نوجوانان
پايگاه اطلاع رساني پزشكان ايران
نوجوانان عزيز ايدز بلاي قرن را بشناسيم
مقدمه:
روبان قرمز .نماد بين المللي آگاهي و توجه به ايدز است (Red ribbon)
ايدز" بيمار خود را انتخاب نمی کند. عدم آگاهی افراد به خصوص جوانان از راههای انتقال "HIV"، شانس ورود اين ويروس به بدن آنها را بالا برده و شيوع آلودگی به آن را در جامعه افزایش می دهد. هيچ تفاوتی هم ندارد که اين اشخاص به چه قشری تعلق داشته باشند.

ايدز يک "بيماری" است، "جرم" نيست. راه های پيشگيری و سرايت آن را ياد بگيريم و بدانيم که چگونه خود را از آلوده شدن به آن محافظت کنيم و در صورتی که با افراد آلوده به ويروس ایدز ( HIV+) مواجه شديم، با آنان مانند يک "بيمار" و نه مانند يک "مجرم" رفتار کنيم و بدانيم برخورد صحيح با آنان چگونه بايد باشد.



ايدز چيست ؟
هنگامي که دنيا برنامه بهداشت براي همه تا سال ۲۰۰۰ را پيگيري مي کرد و زمانيکه جهانيان ريشه کني آبله را جشن مي گرفتند و غلبه بر بسياري از بيماريهاي عفوني مانند فلج اطفال ،* ديفتري ، سرخک و کنترل بيماريهاي واگير را نويد مي دادند ، ناگهان در سال ۱۹۸۱ نوعي بيماري عفوني ناشناخته در آمريکا ، اروپا ، آفريقا ،* استراليا ، به نام ايدز گسترش يافت . با گذشت حدود ۲۰ سال و صرف ميلياردها دلار هزينه ،*عليرغم بسياري پيشرفتها هنوز دانشمندان موفق به کشف واکسني براي پيشگيري و دارويي براي درمان قطعي آن نشده اند . با گسترش ايدز در آفريقاي جنوبي و آسيا ، اين بيماري هم اکنون بصورت جهانگير درآمده است . تخمين زده شده که تا ابتداي سال ۲۰۰۱ حدود ۱/۳۶ ميليون نفر آلوده به ويروس ايدز در جهان زندگي مي کنند و ۲۲ ميليون نفر بخاطر اين بيماري جان خود را از دست داده اند .
تنها در سال ۱۹۹۹ ، ۶/۵ ميليون مورد جديد به موارد آلودگي اضافه شده که حدود نيمي از آنها بين ۲۴-۱۵ سال سن دارند . پس شناخت اين بيماري براي شما نوجوانان عزيز ضروري است .
* عامل ايدز
عامل بيماري ويروسي به نام ويروس نقص ايمني انسان( Human Immuno deficiency Virus HIV) که به سيستم دفاعي بدن حمله کرده و باعث اختلال در فعاليت آن مي گردد . بيشترين سلولهايي که درگير مي شوند ،*لنفوسيت ها هستند که جزء گلبولهاي سفيد مي باشند .
نام بيماري ( AIDS ) از حروف اول کلمات زير گرفته شده است و به معني نقص ايمني اکتسابي است :
( Acquired Immuno Deficiency Syndrome )
* تشخيص
تشخيص آلودگي به ويروس ايدز ، فقط با آزمايش خون ميسر است که آن هم از زمان ورود ويروس به بدن انسان تا زماني که شواهد آزمايشگاهي ظاهر شود ،* بين ۲ هفته تا ۱۶ ماه فاصله وجود دارد که به آن دوره پنجره گفته مي شود . در اين دوران فرد آلوده کننده است ولي هيچ يک ازعلائم باليني و آزمايشگاهي متداول را ندارد .
* ايدز چگونه سرايت مي کند ؟
* ويروس ايدز از سه راه قابل انتقال است :
۱ - تماس جنسي
۲ - از راه انتقال خون و فرآورده هاي خوني و استفاده مشترک از سرنگ و سوزن آلوده
۳ - از مادر به کودک

۱ - تماس جنسي
۸۰ درصد آلوده شدگان به بيماري ايدز در دنيا به دليل برقراري روابط جنسي با افراد آلوده به اين بيماري مبتلا شده اند .

۲ - انتقال خون و فرآورده هاي خوني و سرنگ و سوزن آلوده
بيماري ايدز از طريق انتقال خون و فرآورده هاي خوني آلوده به ويروس ، قابل انتقال است . در اکثر کشورهاي جهان ، خون و فرآورده هاي خوني را از نظر آلودگي به ويروس ايدز مورد بررسي قرار مي دهند ، پنج درصد از آلوده شدگان به ويروس ايدز از اين طريق آلوده شده اند .
هر وسيله تيز و برنده که بتواند در پوست يا مخاط خراش ايجاد کند يا وارد بدن شود مانند ابزار پزشکي و دندان پزشکي ،*لوازم حجامت ، سوراخ کردن گوش ، ختنه ، خال کوبي ، طب سوزني ، تيغ سلماني و مسواک مي تواند باعث انتقال ويروس گردد .
اينگونه وسايل ،* بايد يک بار مصرف باشند و يا حداقل بصورت مشترک استفاده نشوند ، در مورد وسايلي مانند وسايل دندانپزشکي و پزشکي پيشرفته که امکان چنين کاري نيست بايد حتماً وسايل بخوبي استريل شده باشند .
در حال حاضر مهمترين راه انتقال ويروس در ايران و برخي از کشورهاي ديگر جهان استفاده افراد معتاد از سرنگ يکديگر براي تزريق مواد مخدر بوده است .
۳ - از مادر به کودک
سومين راه انتقال از طريق مادر به کودک در طول حاملگي و زايمان است . ثابت شده است که شير مادر آلوده مي تواند سبب انتقال ويروس از مادر به فرزند باشد .


راههاي عدم سرايت
عليرغم جداسازي ويروس ايدز بسياري از ترشحات بدن مانند خون ،* ترشحات جنسي مردانه و زنانه ، بزاق ، ادرار ، اشک ، عرق ، شيرمادر ،* مايعات جنب ،*صفاق و مغزي نخاعي ، سرايت در اثر تماس با همه آنها صورت نمي گيرد و فقط خون ،* ترشحات جنسي و شير مادر عامل انتقال هستند . لذا ويروس ايدز از راه تماسهاي عادي مثل با هم کارکردن ، صحبت کردن ،* همسفر شدن ، غذاخوردن و همچنين از راه حمام ، استخر و توالت قابل انتقال نمي باشد .
ايدز در ايران
اولين مورد ايدز در ايران در سال ۱۳۶۶ گزارش شد . اين مورد يک کودک ۶ ساله هموفيل بود که بدليل بيماري زمينه اي از فرآورده هاي خوني وارداتي استفاده مي کرد . از آن پس تمام خونها و فرآورده هاي خوني اعم از داخلي يا وارداتي ملزم به آزمايش از نظر عفونت قبل از مصرف شدند . اين آزمايشات توسط سازمان انتقال خون ايران انجام مي پذيرد . برابر گزارشات واصله از دبيرخانه ستاد کشوري مبارزه با ايدز ، از آن زمان تا پايان سال ۱۳۷۹ ، ۲۳۸۲ مورد آلوده به ويروس در ايران شناسايي شده است که ۳۱۹ نفرشان به اين بيماري مبتلا و ۲۸۴ نفرشان فوت شده اند .
۶۴٪ موارد ابتلا از طريق اعتياد تزريقي و اشتراک در سرنگ و سوزن ۱۲٪ از طريق آميزش جنسي بوده است .
* چه راههايي براي پيشگيري از بيماري ايدز وجود دارد ؟
۱ - با توجه به اينکه شايعترين راه سرايت در جهان از طريق تماس جنسي است ، بهترين راه پيشگيري از ايدز ، پاي بندي به اصول اخلاقي و خانوادگي و اجتناب از بي بند و باري هاي جنسي است .
۲ - عدم استفاده مشترک از لوازمي که ممکن است در قسمتي از بدن بوسيله آنها خراش يا بريدگي ايجاد شود مانند : تيغ صورت تراش ، خلال دندان يا مسواک .
۳ - استفاده از سوزن و سرنگ يک بار مصرف براي تزريقات و استريل کردن کامل لوازم پزشکي و دندانپزشکي.
۴ - پرهيز از مواد مخدر ، اعتياد تزريقي و استفاده از سرنگ و سوزن مشترک که راه مهمي براي انتقال ويروس است و از طرف ديگر مصرف هر نوع ماده مخدر چه تزريقي و چه خوراکي ، حتي الکل ، چون باعث کاهش هوشياري و خويشتن داري مي گردد و مي تواند انسان را در برابر رفتارهاي پرخطر قرار دهد .
* آموزش
يکي از مهمترين گروههاي پرخطر ، جوانان مي باشند و کسب آگاهي در زمينه کنترل و پيشگيري از ايدز جزء ضروريات آموزشي تمام کشورهاست .

آنچه بايد جوانان و نوجوانان درباره ايدز بدانند :
• ايدز تا کنون درمان قطعي نداشته است .
• ايدز قابل پيشگيري است .
• ويروس ايدز مي تواند توسط افرادي که در ظاهر سالم هستند نيز منتشر شود .
• ويروس ايدز از طريق برخوردهاي اجتماعي مثل دست دادن ، غذاخوردن ، صحبت کردن ، حمام و توالت عمومي ، استخر شنا و ... منتقل نمي شود و نبايد از افراد آلوده يا مبتلا به ويروس ايدز وحشت داشت . زيرا اين بيماري تنها از راه رفتارهاي پرخطر به انسان سرايت مي کند و تماسهاي معمول جامعه باعث انتقال بيماري نمی شود .
پس همدردي و حمايت خود را نسبت به اين بيماران و افراد آلوده به ويروس دريغ نکنيد .
* براي اجتناب از آلودگي به ايدز
در برابر تعارفات خانمانسوز مثل سيگار ، مواد مخدر ،* شرکت در مجامع خطرناک ،* وسوسه در انجام کارهاي ناسالم از طرف فاميل و دوستان ناباب ، مقاومت کنيد .
براي مقاومت در برابر وسوسه هاي شيطاني به قدرت لايزال الهي پناه ببريد .
به اصول و موازين اخلاقي و انساني دين مبين اسلام پايبند باشيد و بدانيد که يکي از دلايل انتشار بيماري و بلاي قرن در اروپا و آمريکا و آفريقا بي بند و باري و هرزگي بسياري از جوانان بوده است .
* علائم بيماري چگونه ظاهر مي شود ؟
با کاهش قدرت سيستم دفاعي به مرور زمان بدن آماده ابتلا به عفونتها و سرطانهائي مي شود که به طور معمول در مردم عادي ديده نمي شوند ، اين بيماريها بصورت بيماريهاي ريوي ، اسهالهاي شديد و مزمن ،* تبهاي طولاني ، کاهش وزن ،* اختلالات شخصيتي ،* بيماريهاي مغزي وپوستي خود را نشان مي دهند که درنهايت منجر به مرگ فرد مبتلا خواهد شد .

امير دويران
:-&

hijk882
06-23-2010, 08:05 PM
fivefingers (http://www.shoesfivefingers.com) fivefingers, running vibram (http://www.vibramfivefingersus.com) running vibram, vibram uk (http://www.vibramfivefingersuk.com) vibram uk, vibram five fingers sizing chart (http://www.vibramfivefingersca.com) vibram five fingers sizing chart, vibram preisvergleich (http://www.vibramfivefingersde.com) vibram preisvergleich,